لینک دانلود فیسبوک همراه
[+] نوشته شده توسط sajad0808 در 23:56 | ارسال نظر(0) |
[+] نوشته شده توسط sajad0808 در 23:51 | ارسال نظر(0) |
[+] نوشته شده توسط sajad0808 در 23:49 | ارسال نظر(0) |
[+] نوشته شده توسط sajad0808 در 23:48 | ارسال نظر(0) |
[+] نوشته شده توسط sajad0808 در 23:46 | ارسال نظر(0) |
به لبهای ساده ات بیاموز . . .
<به لب های ساده ات بیاموزکه گول هر لبی را نخورد ! من می دانم روزی لبهای کثیفش را باز می کند و برای بزرگ کردن شخصیت کوچکش تو را هرزه یاد می کند !!!! <0
[+] نوشته شده توسط ayda در 19:18 | ارسال نظر(0) |
دانلود آواکس لیو چت فارسی با فرمت جار
[+] نوشته شده توسط sajad0808 در 16:05 | ارسال نظر(0) |
دانلود کتاب آموزشی آواکس لیو چت
[+] نوشته شده توسط sajad0808 در 16:03 | ارسال نظر(0) |
امیدوارتر باش!
به آنچه امید نداری امیدوار تر باش تا به چیزی که در انتظارش هستی. موسی بن عمران رفت برای همسرش آتشی فراهم کند، خدا با او گفتگو کرد و با مقام پیغمبری برگشت. ملکه سبا رفت با سلیمان (ع) ملاقاتی کند ایمان آورد و از گمراهی نجات یافت . جادوگران فرعون به منظور تقویت دستگاه فرعون رفتند و با عقیده به خدا مراجعت کردند
موسی بن عمران رفت برای همسرش آتشی فراهم کند، خدا با او گفتگو کرد و با مقام پیغمبری برگشت. ملکه سبا رفت با سلیمان (ع) ملاقاتی کند ایمان آورد و از گمراهی نجات یافت . جادوگران فرعون به منظور تقویت دستگاه فرعون رفتند و با عقیده به خدا مراجعت کردند
ملکه سبا رفت با سلیمان (ع) ملاقاتی کند ایمان آورد و از گمراهی نجات یافت . جادوگران فرعون به منظور تقویت دستگاه فرعون رفتند و با عقیده به خدا مراجعت کردند
جادوگران فرعون به منظور تقویت دستگاه فرعون رفتند و با عقیده به خدا مراجعت کردند
[+] نوشته شده توسط sajad0808 در 16:06 | ارسال نظر(0) |
اعتراف
داستان ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﯾﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﻓﯽ ﺑﮑﻨﻢ ...... ﯾﻪ ﻣﺪﺗﻪﻫﺮﮐﯽ ﭘﺴﺘﺎﯼ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﺨﻮﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﭘﺴﺘﺎﺕ ﻏﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﻧﮑﻨﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﺧﻮﺭﺩﯼ؟؟؟ﺣﺎﻻ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﻬﺘﻮﻥ ﺑﮕﻢ ﺁﺭﻩ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﺧﻮﺭﺩﻡ ... ﺑﺰﺍﺭﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﺍﺷﻮ ﮐﺎﻣﻞ ﻭﺍﺳﺘﻮﻥ ﺑﮕﻢ .... ﺍﺯ ﺣﺪﻭﺩ 2 ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﭘﯿﺎﻣﺎﺵ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ..... ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺑﻬﻢ ﭘﯿﺎﻡ ﻣﯿﺪﺍﺩ .... ﺍﻭﻻ ﺍﺻﻼ ﺑﻬﺶ ﻣﺤﻞ ﻧﻤﯿﺬﺍﺷﺘﻢ ﭼﻮﻥ ﺍﺻﻼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﺍ ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻤﯿﻮﻣﺪ ﻭﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﺷﻮ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ .... ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩ ﻫﺮﭼﯽ ﻣﻦ ﺑﻬﺶ ﺑﯽ ﻣﺤﻠﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺍﻭﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻬﻢ ﭘﯿﺎﻡ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺑﻬﺶ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻡ ﻭﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﭘﯿﺎﻡ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﺗﻨﮓ ﻣﯿﺸﺪ .... ﺣﺮﻓﺎﯼ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﻣﯿﺰﺩ ﺑﻬﻢ... ﮔﺎﻫﯽ ﻭﺍﺳﻢ ﺷﻌﺮ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻭﺍﺳﻢ ﺁﻭﺍﺯﻣﯿﺨﻮﻧﺪ .... ﮐﻠﯽ ﺑﻬﻢ ﻭﻋﺪﻩ ﻭﻭﻋﯿﺪ ﻣﯿﺪﺍﺩ ... ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺭﺍﻩ ﺑﯿﺎﯼ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺍﺧﺮﯾﻦ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻣﯿﺨﺮﻡ ... ﻭﺍﺳﺖ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﯿﺨﺮﻡ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻣﯿﺒﺮﻣﺖ ﺳﻔﺮ ﺩﻭﺭ ﺩﻧﯿﺎ... ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺣﺮﻓﺎﺷﻮ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﻭﻟﯽ ﺧﺐ ﺑﺎﺯﻡ ﺷﻨﯿﺪﻧﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ ... ﺍﯾﻦ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯﻡ ﺧﺒﺮ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭﻋﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﻗﺸﻨﮕﺘﺮﯼ ﻫﻢﻣﯿﺪﺍﺩ ... ﺩﯾﮕﻪ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭘﯿﺎﻣﺶ ﺑﻮﺩﻡ ... ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩﺵ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻢ ... ﻭﻟﯽ ﮐﺎﺵ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ .. ﻭﻗﺘﯽﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻡ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﺭﻭ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻫﻢ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ .. ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯿﺸﺪ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ ... ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺑﻮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ... ﺍﻭﻧﻢ ﻣﺜﻞ ﺑﻘﯿﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺳﻮﺀﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺧﻮﺩﺵ ... ﭼﻘﺪﺭ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺟﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﻦ ﺍﺣﻤﻖ ... ﺗﺎﺯﮔﯿﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺳﺮ ﺧﯿﻠﯿﺎ ﻣﺜﻞ ﻣﻨﻮ ﮐﻼﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ... ﺍﺳﻢ ﺍﻭﻥ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺧﯿﺎﻧﺘﮑﺎﺭ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ ﺑﻮﺩ .... ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﻢ ﻫﯿﭽﮑﺲ.... ﻭﻟﯽ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﻧﺘﻘﺎﻣﻤﻮ ﺍﺯﺵ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﻭﺣﻘﻤﻮ ﺍﺯﺵ ﭘﺲ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑاشين
[+] نوشته شده توسط sajad0808 در 12:18 | ارسال نظر(0) |
صفحه قبل123...47صفحه بعد
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید