نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





post

قصه از اون جا شروع شد که خیلی عصبی بود گفت دوستم داری؟

گفتم قد دنیا/

گفت ثابت کن/

گفتم چه جوری/

گفت تیغو بردار رگتو بزن/

گفتم مرگ زندگی دست خداست/

گفت پس دوستم نداری/

تیغ را برداشتم رگم رو زدم/

وقتی اهسته داشتم تو بغلش جون میدادم/

تو گوشم گفت/

اگه دوستم داشتی تنهام نمیذاشتی



[+] نوشته شده توسط sajad0808 در 22:00 | ارسال نظر(0) |



ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید