post
قصه از اون جا شروع شد که خیلی عصبی بود گفت دوستم داری؟
گفتم قد دنیا/
گفت ثابت کن/
گفتم چه جوری/
گفت تیغو بردار رگتو بزن/
گفتم مرگ زندگی دست خداست/
گفت پس دوستم نداری/
تیغ را برداشتم رگم رو زدم/
وقتی اهسته داشتم تو بغلش جون میدادم/
تو گوشم گفت/
اگه دوستم داشتی تنهام نمیذاشتی
[+] نوشته شده توسط sajad0808 در 22:00 | ارسال نظر(0) |
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید